تحقیق حاضر با هدف شناخت میزان آگاهی معلمان دوره ابتدایی از نظریه های یادگیری و به کارگیری آن در فرایند تدریس انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، معلمان ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی 1385-86 هستند که از میان آن ها 310 نفر 226) نفر زن و 84 نفر مرد( به عنوان نمونه تحقیق و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو نوع ابزار شامل: آزمون سنجش میزان آگاهی معلمان از نظریه های یادگیری و پرسشنامه به کارگیری نظریه های یادگیری بهره گرفتیم و داده ها با استفاده از آزمون های آماری t تک نمونه ای، t برای گروه های مستقل، U من ویتنی، و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت نتایج زیر به دست آمد:میزان آگاهی معلمان ابتدایی از نظریه رفتارگرایی در حد متوسط و از نظریه های شناخت گرایی و شناختی - اجتماعی پایین تر از حد متوسط بود؛ میان میزان آگاهی معلمان از نظریه های یادگیری و متغیرهای: مدت دوره های آموزش ضمن خدمت، مدرک تحصیلی، رشته تحصیلی و سابقه تدریس معلمان تفاوت معناداری وجود داشت، اما تفاوت معناداری با متغیر جنس ملاحظه نشد.میزان به کارگیری نظریه های یادگیری توسط معلمان بالاتر از حد متوسط بود و بیشترین میزان آن به نظریه های رفتارگرایی و کم ترین میزان به نظریه شناختی - اجتماعی مربوط می شد؛ میان میزان به کارگیری نظریه های یادگیری توسط معلمان و متغیرهای جنس، مدرک تحصیلی، سابقه تدریس معلمان معناداری وجود داشت، اما تفاوت معناداری با متغیرهای: مدت دوره های آموزش ضمن خدمت و رشته تحصیلی معلمان ملاحظه نشد.